aidin bagheri
19 مهر, 1395
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند. دکتر علی شریعتی حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر علی شریعتی اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا... دکتر علی شریعتی آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی از كودك حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند كه باید چگونه زندگی كنند .دکتر علی شریعتی از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی كه به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! دکتر علی شریعتی این كه حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.دکتر علی شریعتی حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است كه هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏كند . دکتر علی شریعتی حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.دکتر علی شریعتی مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند كه در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب كنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را ... دکتر علی شریعتی امام حسین‏ علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى ‏كرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است. دکتر علی شریعتی فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست. دکتر علی شریعتی حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند ... دکتر علی شریعتی مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می كند. دکتر علی شریعتی "آنها كه تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده ‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده ‏اند؟ دکتر علی شریعتی اكنون شهیدان كارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌كنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ دکتر علی شریعتی

شکوفه احمدی
19 مهر, 1395
آگهی تشکّر حبیب رضا غفّاریان شیرازی از آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در صفحه پنج روزنامه کیهان در روز پنجشنبه پانزده مهر ۹۵[img]http://alachikh.ir/PF.Base/file/attachment/2016/10/18528e28095fa5c697aad710c41bc734_view.jpg[/img]

aidin bagheri
12 مهر, 1395
دولت بلغارستان به منظور حفظ و ادامه تدریس 12 رشته دانشگاهی از جمله رشته ایرانشناسی ابلاغیه صادر کرد. به گزارش روابط عمومی بنیاد سعدی، دولت بلغارستان با هدف تامین نیروی انسانی و حفظ رشته های تحصیلی خاص و منحصر ، ابلاغیه محافظت از 12 رشته تحصیلی در دانشگاه های این کشور از جمله رشته ایرانشناسی را صادر کرد. برهمین اساس دولت بلغارستان برای ترغیب دانشجویان به تحصیل در این رشته ها، بیش از 138 هزار لوا معادل 69 هزار یورو، برای بورسیه دانشجویان ممتاز به تصویب رسانده است . یکی دیگر از دلایل حفاظت از این رشته های تحصیلی، قراردادها و موافقت نامه هایی است که بین دولت بلغارستان و موسسات آموزشی و تجاری کشورها منعقد شده است و این کشور نیازمند نیروهای متخصص در این حوزه هاست. از دیگر دلایل حفظ این رشته ها از سوی دولت بلغارستان « نیاز کشور بلغارستان به افراد متخصص در این رشته ها »، « منحصر به فرد بودن این رشته ها برای نظام دانشگاهی بلغارستان » و « تدریس تنها در یکی از دانشگاه های این کشور» بیان شده است. رشته های تحصیلی مشمول این ابلاغیه شامل ایرانشناسی، آرمانی و قفقاز شناسی، هند شناسی، چین شناسی، ژاپن شناسی، کره شناسی، عربشناسی،رشته های زبان های یونانی، پرتغالی، رومانی، مجارستانی و مطالعات عبری است. ایران همکاری های مشترکی با کشور بلغارستان دارد که از جمله آن می توان به تفاهم نامه های چندسال و چند ماه اخیر همچون امضاء تفاهم نامه وزراي راه و شهرسازي، اموراقتصادي و دارايي، ارتباطات و فناوري اطلاعات و جهاد كشاورزي در زمينه هاي همكاري ميان دو كشور اشاره کرد

amir christ
13 شهریور, 1395
به گزارش پایگاه خبری-شهری تبریزمدرن ،مجتمع چند منظوره اداری، تجاری و تفریحی آیسان در مرکز شهر تبریز با چشم اندازی زیبا و منحصر به فرد طراحی شده است . این پروژه به دلیل موقعیت ممتاز جغرافیایی و سهولت دسترسی به معابر ارتباطی ایستگاه های مترو و پایانه اصلی اتوبوسرانی شهری از اهمیت ویژه ای برخوردار است . آیسان با برجهای دوقلو ۵۰ طبقه خود و با ارتفاع بیش از ۲۰۵ متر در ترکیب با مجموعه چند عملکردی تجاری ، تفریحی و خدماتی در زمینی به مساحت ۴۰ هزار متر مربع و در مجموع با مساحت ساخت بیش از ۶۰۰ هزار متر مربع به عنوان یکی از بزرگترین و با شکوه ترین مراکز تجاری و اداری کشور خود نمایی می کند. [img]http://alachikh.ir/PF.Base/file/attachment/2016/09/14b5ba7987859409292f0b8c32d72450_view.jpg[/img] [img]http://alachikh.ir/PF.Base/file/attachment/2016/09/da8aea024042c0a2e45a555276707b7a_view.jpg[/img] [img]http://alachikh.ir/PF.Base/file/attachment/2016/09/6c8c4cbed586d5f8674e4d8fd982a585_view.jpg[/img] [img]http://alachikh.ir/PF.Base/file/attachment/2016/09/a3be22241f8e6716ad133c99db3710c4_view.jpg[/img] هم اکنون کل این مجموعه توسط بانک شهر اداره میشود و طی روزهای اخیر اقدام به استارت مجدد عملیات عمرانی پروژه نموده است و پروژه با ده ها نفر کارگر در حال اجراست طبق اعلام معاونت عمرانی شهرداری تبریز ،۶ طبقه اول برج ها سازه بتنی خواهند بود و بقیه بصورت اسکلت فلزی اجرا خواهند شد.

پروانه قادری
26 مرداد, 1395
Mistakes In Learning 6 باور زبان آموزان ناموفق آیا تا به حال پیش آمده احساس کنید که عاملی مرموز شما را از پیشرفت در یادگیری زبان انگلیسی باز می‌دارد ؟ آیا احساس می‌کنید علیرغم تلاش‌هایتان کارها آن‌گونه که می‌خواهید پیش نمی‌روند ؟ شاید دلیلش باورهای محدود کننده‌ای باشد که شما را محصور کرده‌اند . باورهای محدودکننده چیزهایی هستند که آن‌ها را باور کرده‌ایم و سد راه ما شده و ما را از رسیدن به پتانسیل واقعی درونمان باز می‌دارند . در این مقاله به بررسی ۶ تا از رایج‌ترین باورهای بازدارنده می‌پردازیم که بسیاری از ما با آن‌ها درگیر هستیم . با شناخت این موارد می‌توانید اولین قدم در جهت خلاصی از شر این باورها را بردارید . ۱. گذشته من تعیین‌کننده آینده من است ! زبان آموزان موفق اعتقادی به این باور ندارند زیرا آن‌ها در گذشته با موضوعی مشکل داشته‌اند اما می‌دانند که دوباره تلاش خواهند کرد . آن‌ها شکست می‌خورند و اشتباه می‌کنند اما هرگز اجازه نمی‌دهند این عامل آن‌ها را از تحلیل مشکل و یافتن راه حل منطقی باز دارد . هرگز فکر نکنید که شکست یا اشتباهات گذشته می‌توانند مانع همیشگی شما بشوند . شما می‌توانید فارغ از این که در گذشته چه سابقه‌ای در خصوص یادگیری زبان انگلیسی داشته‌اید ، موفق شوید . ۲. وقت ندارم ! زبان آموزان موفق همان اندازه وقت دارند که شما در ۲۴ ساعت وقت دارید . نکته این است که آن‌ها به جای بهانه تراشیدن ، وقت می‌تراشند . طی هفته گذشته چند ساعت وقت خود را بی‌هدف برای سرکشی به فیس بوک یا کانال تلگرام و اینستاگرام اختصاص داده‌اید ؟ چند ساعت وقت برای چک کردن ایمیل‌های خود از دست داده‌اید ؟ زبان آموزان موفق می‌دانند که چطور وقت خود را بگذرانند و کجا می‌توانند مؤثرتر عمل کرده و برای یادگیری زبان زمان خلق کنند . ۳. یادگیری فلان چیز خیلی سخته ! آیا زمانی که اولین لغت انگلیسی را یاد گرفتید به خاطر دارید ؟ یادتان هست مکالمه کردن با یک انگلیسی زبان تا چه حد برایتان دشوار بود ؟ خاصه این که حتی یک کلمه هم بلد نبودید . هر چه بیشتر یاد گرفتید و بیشتر تمرین کردید صحبت کردن برایتان آسان‌تر شد . دشواری ، مفهومی ذهنی است تا یک ویژگی مطلق . به یاد داشته باشید در یادگیری زبان هیچ چیز دشوار نیست . تنها مفاهیم ، کلمات و مهارت‌هایی وجود دارند که هنوز با آن‌ها آشنا نشده‌اید و یا برای مسلط شدن به آن‌ها به‌اندازه کافی تمرین نکرده‌اید . ۴. دیگران در موردم قضاوت می‌کنند ! زبان آموزان موفق اعتقاد دارند که دیگران سطح دانش و میزان تسلط شان در صحبت کردن را مورد قضاوت قرار نمی‌دهند . زیرا اگر این گونه بود همیشه موقع صحبت دستپاچه می‌شدند و هیچگاه برای صحبت در میان جمع ریسک نمی‌کردند و در نتیجه پیشرفت نمی‌کردند . پس هیچگاه نگران قضاوت دیگران در مورد خودتان نباشید . به احتمال زیاد دیگران از پیشرفت شما خرسند و شگفت‌زده خواهند شد . تکرار می‌کنم هیچ چیز دشواری در خصوص یادگیری زبان وجود ندارد . موضوع فقط مهارت‌هایی هستند که هنوز یاد نگرفته اید . ۵. من ذاتا استعداد یادگیری زبان را ندارم ! آیا برای یادگیری دوچرخه سواری نیاز به استعداد ذاتی هست ؟ احتمالاً خیر! یادگیری دوچرخه سواری مستلزم یادگیری یک سری اصول اولیه است و سپس باید این مهارت‌ها را به مقدار زیاد تمرین کرد . برخی افراد در مسابقات دوچرخه سواری Tour de France مقام‌های بالایی کسب می‌کنند به این دلیل که هر روز به سختی تمرین می‌کنند . همانگونه که برخی از زبان آموزان به چندین زبان مسلط می‌شوند . یادگیری یک زبان مستلزم زمان و تلاش است و من شخصاً معتقدم که همه افراد توانایی یادگیری زبان را دارند . زبان آموزان موفق هرگز تسلیم نمی‌شوند زیرا اعتقادی به استعداد ندارند . در عوض موانعی که در مسیر پیشرفت و یادگیری دارند را به دقت شناسایی و سپس روی این موانع تمرکز می‌کنند . ۶. دیگران زبان را آسان‌تر از من یاد می‌گیرند ! افراد با هم متفاوت‌اند و هنگام یادگیری زبان با چالش‌های متفاوتی رو به رو می‌شوند . شاید مطالبی که در زبان ژاپنی برای من دشوار است برای فرد دیگر این‌گونه نباشد . به همین ترتیب فهم چیزهایی که یادگیری‌شان برای من آسان است ممکن است برای دیگری به این راحتی نباشد . گفتن این‌که هر چه برای من آسان است برای دیگران نیز همین‌گونه است نوعی کلی‌گویی است . آیا شما می‌دانید که این افراد در مسیر یادگیری زبان چه تجربیاتی را پشت سر گذاشته‌اند ؟ شاید آن‌ها متدها و روش‌هایی را تجربه کرده‌اند که شما تا بحال فرصت امتحانش را نداشته‌اید . هیچ‌کسی نمی‌تواند یک شبه زبان را فرا بگیرد و تا آنجاییکه من می‌دانم هنوز هیچ دارویی پیدا نشده که با خوردن آن بتوان یک شبه یک زبان را فرا گرفت . آیا باورهایی که تا اینجا گفتم تا به حال ذهن شما را به خود مشغول کرده‌اند ؟

سعیده
29 خرداد, 1395
با اتوبوس از یه شهر دیگه داشتم میومدم یه بچه ی ۵-۶ ساله رو صندلی جلویی بغل مامانش یه شکلات کاکایویی رو هی میگرف طرف من هی میکشید طرف خودش. منم کرمم گرفت ایندفعه که بچه شکلاتو آورد یه گاز بزرگ زدم!بچه یکم عصبانی شد ولی مامان باباش بهش یه شکلات دیگه دادن.خیلی احساس شعف میکردم که همچین شیطنتی کردم. یکم که گذشت دیدم تو شکمم داره یه اتفاقایی میوفته.رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشویی. خلاصه حل شد.یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد.دوباره رفتم…سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ نیگا میکردن. اینبار خیلی خودمو نگه داشم دیدم نه انگار نمیشه رفتم راننده گفت برو بشین ببینیم توام مارو مسخره کردی… رفتم نشستم سر جام از مامان بچه پرسیدم ببخشید این شکلاته چی بود؟ گفت این بچه دچار یبوسته، ما روی شکلاتا مسهل میمالیم میدیم بچه میخوره!!!خلاصه خیلی تو مخمصه گیر کرده بودم. خیلی به ذهنم فشار آوردم بالاخره به خانومه گفتم ببخشید بازم ازین شکلاتا دارین؟ گفت بله و یکی داد..رفتم پیش راننده گفتم باید اینو بخورین. الا و بلا که امکان نداره دستمو رد کنین. خلاصه یه گاز خوردو من خوشحال اومدم سر جام . ده دقیقه طول نکشید راننده ماشینو نگه داشت!!! منم پیاده شدم و خوشحال از نبوغی که به خرج دادم! یه ربع بعد باز ماشینو نگه داشت…! بعد منو صدا کرد جلو گفت این چی بود دادی به خورد من؟ گفتم آقا دستم به دامنت منم همین مشکلو داشتم! کار همین شکلاته بود!شما درکم نمیکردین! خلاصه راننده هر یه ربع نگه میداشت منو صدا میکرد میگفت هی جوون! بیا بریم! نتیجه اخلاقی : وقتی دیگران درکتون نمی کنند ،سعی کنید یه کاری کنید درکتون کنند!!!

aidin bagheri
8 اردیبهشت, 1395
سریال رخنه یا حک نوشته یعنی استفاده از یک روش سریع و هوشمندانه برای حل مشکلی تکنیکی و غلبه بر محدودیت‌ها و در واقع به معنای کنکاش به منظور کشف حقایق و نحوهٔ کار یک سیستم است، و رخنه‌گر یا هکر به کسی اطلاق می‌شود که توانایی چنین کاری را دارد. وارد شدن به سیستم و یا شکست دادن محاسبات، کنجکاوی در اطلاعات محرمانه از خصوصیات یک هکر است. هکر یک برنامه نویس کنجکاو است که صدمه‌ای وارد نمی‌کند و حتی باعث تحکیم انتقالات می‌شود. امروزه رخنه‌گر بیشتر در زمینه رایانه به کار می‌رود و برای اشاره به چندین گروه از کاربران رایانه استفاده می‌گردد. ویژگی مشترک این گروه‌ها در استفادهٔ آن‌ها از رایانه و امکانات آن در سطحی بالاتر از سطح عمومی‌و پشتوانه توانمند تکنیکی آن‌هاست و دو دسته‌اند: متخصصان امنیت رایانه که توانایی ورود به سیستم‌های رایانه‌ای و دردست گرفتن کنترل آنان را دارند. کاربران خانگی که علاقه‌مند به تغییر دادن عمده نرم‌افزار و سخت‌افزار رایانه‌شان هستند تا بتوانند عملکرد آن را بهبود ببخشند و یا قابلیت‌های جدید و پیش‌بینی‌نشده‌ای به آن بیفزایند. اگرچه امروزه واژهٔ رخنه کردن بیشتر برای اشاره به افراد گروه اول به کار می‌رود. هکرهای کلاه‌سفید هکرهای کلاه سفید به آن دسته از هکرها گفته می‌شود که کارهای مفیدی انجام می‌دهند، نفوذ می‌کنند اما بدون نیت بد. دلیل کار آن‌ها معمولاً بررسی امنیت سیستم‌ها است - چیزی که در جامعه امنیت کامپیوتری به آن تست نفوذ می‌گویند. این افراد ممکن است با شرکت‌ها قراردادی برای کشف نقاط ضعف سیستم آن‌ها ببندند و تلاش کنند تا با رعایت کلیه اصول هک اخلاقی به سیستم آن‌ها نفوذ کنند. هدفشان نشان دادن ضعف سیستم‌های امنیتی شبکه‌های کامپیوتری می‌باشند این گروه به نام هکرهای خوب معروف هستند. این دسته نه تنها مضر نیستند بلکه در تحکیم دیواره حفاظتی شبکه‌ها نقش اساسی دارند کلاه سفیدها داری خلاقیت عجیبی هستند معمولاً هر بار با روش جدیدی از دیواره امنیتی عبور می‌کنند. مثل یافتن نقص در سیستم امنیتی و جلوگیری از ورود رخنه‌گرهای کلاه سیاه. معمولاً تمامی گروه‌های هکری کلاه سفید در اکثر کشورها به صورت آزادانه فعالیت دارند و تقریباً قانونی هستند. از هکرهای کلاه سفید ایرانی می‌توان به هکرهای جنبش مدثر، هکرهای آشیانه و رنجر هکر و تیم‌های دیگری اشاره کرد هکرهای کلاه سیاه هکر کلاه سیاه در مقابل هکر کلاه سفید قرار دارد و کسی است که برای سود شخصی یا نیت‌های غیراخلاقی دست به نفوذ به سیستم‌ها می‌زند و کارهای مخرب می‌کنند و سایت‌ها را تخریب کرده یا اطلاعاتی را می‌دزدند و بنابر قوانین جرایم رایانه‌ای مجرم شناخته می‌شوند. این همان شخصیتی است که معمولاً در فیلم‌های هالیوودی و رسانه‌ها از هکر به نمایش گذاشته می‌شود. معمولاً بخش بزرگی از این نفوذ وابسته به اشتباهات انسانی کاربران است. مثلاً انتخاب سال تولد یا شماره تلفن به عنوان پسورد دعوت یک هکر کلاه سیاه است به نفوذ به یک سیستم. دوران طلایی این هکرها دهه هشتاد میلادی بود که سیستم‌های کامپیوتری تازه در حال گسترش بودند اما امروزه اقتصاددان‌ها تخمین می‌زنند دیگر کسی نمی‌تواند از این راه دارای درآمد قابل قبولی باشد و با پیشرفت سیستم‌های امنیتی، دیر یا زود این افراد دستگیر و دچار مشکلات جدی خواهند شد. نام دیگر این گروه Cracker است. کراکرها خرابکارترین نوع هکرها هستند. این گروه به طور کاملاً پنهانی دست به عملیات خراب کارانه می‌زنند. کلاه سیاه‌ها اولین چیزی که به فکرشان می‌رسد نفوذ به سیستم قربانی است کلاه سیاه‌ها همه ویروس نویسند و با ارسال ویروس نوشته شده خود بر روی سیستم قربانی به آن سیستم نفوذ پیدا می‌کند در واقع یک جاسوس بر روی سیستم قربانی می‌فرستند. همیشه هویت اصلی این گروه پنهان است. هکرهای کلاه‌خاکستری خاکستری ترکیبی است از سیاه و سفید. یک هکر کلاه خاکستری معمولاً چیزی بینابین هکرهای کلاه سیاه و کلاه سفید است. هدف هکرهای کلاه خاکستری استفاده از اطلاعات سایر کامپیوترها به هرمقصودی است ولی صدمه‌ای به کامپیوتر وارد نمی‌کند. نام دیگر این گروه Whacker می‌باشد هدف اصلی واکر استفاده از اطلاعات سایر کامپیوترها به مقصود مختلف می‌باشد. برخی از آن‌ها در اینترنت چرخ می‌زنند و وضعیت امنیتی سایت‌ها و سرورهایی که به آن می‌رسند را چک می‌کنند اما فقط به نیت یاد گرفتن چیزهای جدید یا کنجکاوی‌های فنی. این افراد گاهی با کشف یک مشکل، آن را به مدیران سیستم مورد بررسی اطلاع می‌دهند و حتی گاهی پیشنهاد همکاری برای حل مشکل را نیز با این گزارش همراه می‌کنند. این گروه کدهای ورود به سیستم‌های امنیتی را پیدا کرده و به داخل آن نفوذ می‌کنند اما سرقت و خراب کاری جز کارهای کلاه خاکستری نیست. بلکه اطلاعات را در اختیار عموم مردم قرار می‌دهند هکرهای کلاه صورتی نام دیگر این گروه Booter می‌باشد. هکرهای کلاه صورتی سواد برنامه‌نویسی ندارند وفقط به منظور جلب توجه دیگران و با نرم‌افزارهای دیگران دست به هک کردن می‌زنند. در جامعه هکرها تعداد این نوع هکرها زیاد است هکر نخبه هکر نخبه یا الیت، هکری است که در بین هکرهای دیگر اعتبار اجتماعی بالایی دارد. این فرد معمولاً مشکلات امنیتی تا به امروز ناشناخته را کشف می‌کند و با گزارش آن‌ها ثابت می‌کند که واقعاً به چیزی دست پیدا کرده که پیش از این ناشناخته بوده. آپدیت‌های سیستم‌عامل‌ها معمولاً محصول کشف و گزارش مشکلات توسط این هکرها هستند. بزرگ‌ترین گروه‌ها ازین دسته می‌توان به گروه اررور و بلک روتر و لیبرو و اسلایرز و سایبر هتز اشاره نمود این چند تیم در حدود ۲۵۰۰ مشکل در فرایند سیستم‌ها و امنیت سایت‌ها را کشف کرده‌اند. بچه اسکریپتی در مقابل یک هکر واقعی، بچه اسکریپتی کسی است که با دانلود و اجرای برنامه‌ها و اسکریپت‌هایی که افراد باسواد نوشته‌اند سایت‌های با امنیت ضعیف و دارای مشکلات ایمنی شناخته شده را پیدا کرده و به آن‌ها نفوذ می‌کند. این بچه‌ها معمولاً سواد چندانی ندارند اما دوست دارند هکر به نظر برسند. خطر اصلی که این افراد را تهدید می‌کند «جلو افتادن از خود» است. آن‌ها می‌توانند صفحه اول یک سایت مشهور که سرورهایش را به روز نکرده را با اجرای یک برنامه یا پیروی از چند راهنمای اینترنتی که در دسترس همه هستند عوض کنند و با اینکار در اطرافیان این احساس را به وجود بیاورند که آدم با سوادی هستند و در نتیجه دیگر هیچ وقت فرصت یا جرات پیدا نکنند که مفاهیم شبکه و کامپیوتر و سیستم عامل و ایمنی را از مرحله مقدماتی یاد بگیرند. سر و صدای این آدم‌ها معمولاً بیشتر از سوادشان است. نوب نوب یا نیوبی یا n00b کسی است که تجربه‌ای در هک ندارد. یک نوب ممکن است به سمت بچه اسکریپتی شدن سوق پیدا کند و هیچ وقت از هک چیزی نفهمد یا ممکن است با برخورد به جامعه‌ای خوب، شروع به یادگیری مفاهیم از پایه بکند و بعد از مدتی به یک هکر واقعی و حتی یک هکر نخبه تبدیل شود. هکر کلاه آبی هکر کلاه آبی کسی است که خارج از یک شرکت مشاوره ایمنی، در نرم‌افزارها به دنبال باگ‌های امنیتی می‌گردد و آن‌ها را گزارش می‌کند. معمولاً شرکت‌ها برنامه‌هایی را که نوشته‌اند برای مدتی در اختیار این افراد می‌گذارند تا مشکلات احتمالی امنیتی آن قبل از عرضه به بازار کشف و حل شود.

پروانه قادری
15 فروردین, 1395
Bad Temper Short Story ( Bad Temper ) ⭕️ دوستان همراه خواندن داستان در یادگیری لغات و تقویت جمله بندی کمک فراوان به شما عزیزان می کند. ⭕️ There once was a little boy who had a bad temper. His father gave him a bag of nails and told him that every time he lost his temper, he must hammer a nail into the back of the fence The first day, the boy had driven 37 nails into the fence. Over the next few weeks, as he learned to control his anger, the number of nails hammered daily gradually dwindled down He discovered it was easier to hold his temper than to drive those nails into the fence Finally the day came when the boy didn’t lose his temper at all. He told his father about it and the father suggested that the boy now pull out one nail for each day that he was able to hold his temper. The days passed and the boy was finally able to tell his father that all the nails were gone The father took his son by the hand and led him to the fence. He said, “You have done well, my son, but look at the holes in the fence. The fence will never be the same. When you say things in anger, they leave a scar just like this one You can put a knife in a man and draw it out. It won’t matter how many times you say I’m sorry the wound is still there. A verbal wound is as bad as a physical one زمانی ،پسربچه ای بود که رفتار بدی داشت. پدرش به او کیفی پر از میخ داد و گفت هرگاه رفتار بدی انجام داد،باید میخی را به دیوار فروکند. روز اول پسربچه،37 میخ وارد دیوارکرد . در طول هفته های بعد،وقتی یاد گرفت بر رفتارش کنترل کند ، تعداد میخ هایی که به دیوار می کوبید به تدریج کمتر شد . او فهمید که کنترل رفتار، از کوبیدن میخ به دیوار آسانتر است. سرانجام روزی رسید که پسر رفتارش را به کلی کنترل کرد . این موضوع را به پدرش گفت و پدر پیشنهاد کرد اکنون هر روزی که رفتارش را کنترل کند ، میخی را بیرون بکشد . روزها گذشت و پسرک سرانجام به پدرش گفت که تمام میخ ها را بیرون کشیده . پدر دست پسرش را گرفت و سمت دیوار برد . پدر گفت : تو خوب شده ای اما به این سوراخهای دیوار نگاه کن . دیوار شبیه اولش نیست . وقتی چیزی را با عصبانیت بیان می کنی ، آنها سوراخی مثل این ایجاد می کنند . تو میتوانی فردی را چاقو بزنی و آنرا دربیاوری . مهم نیست که چقدر از این کار ، اظهار تاسف کنی . آن جراحت همچنان باقی می ماند . ایجاد یک زخم بیانی (رفتار بد) ، به بدی یک زخم و جراحت فیزیکی است . ♦️words 🔅bad temper بداخلاق 🔅nail میخ/ ناخن 🔅hammer کوبیدن/چکش زدن 🔅fence حصار 🔅dwindle تحلیل رفتن/کوچک شدن 🔅 suggest پیشنهاد دادن 🔅 scar جای زخم 🔅wound زخم 📚📔📙📘📗📕📓📚