8 شهریور, 1394 از
چشمامو بستم رو خودم ، از مرز تقدیرم بری <br />با اینکه میدونی خودت ، اینبار می میرم بری <br />چشمامو بستم رو خودم ، مغلوب این تصمیم شم <br />یک عمر جنگیدم نری ، نه وقتشه تسلیم شم <br />تسلیم شم از دست می ری ، به بن بست میری <br />دلتنگیام تکرار میشه ، آوار میشه <br />با فکر تو همخونه میشم ، دیوونه می شم